شهادت، جانمایه انقلاب و اصلی ترین عامل قوام و دوام آن محسوب می شود و بر هیچ فرد منصفی پوشیده نیست که امروز استقلال و تمامیت ارضی کشور نیز مرهون جانبازی و از خودگذشتگی کسانی است که جسم و جان خود را به عنوان عزیزترین و ارزشمند ترین متاعی که در اختیار داشتند در طبق اخلاص نهادند تا بدینوسیله گامی در جهت احیای آرمان های یک ملت برداشته و مام وطن و نوامیس ملت ایران را از گزند تجاوز بیگانگان مصون بدارند.
از اینرو نه تنها ما مسلمانان ،شهادت و کشته شدن در راه آرمان هایمان را کرامت خود و برترین و والاترین مرگ ها می پنداریم و لاجرم شهادت و شهید را تکریم و تجلیل می کنیم بلکه در همه جوامع بشری جان نثاری در راه وطن و آرمان های والای بشری یک ارزش محسوب و گرامیداشت جان باختگان در راه وطن یک وظیفه ملی و انسانی به شمار می رود،به همین سبب ملاحظه می شود که تعدادی از مشهورترين بناهاي يادبود قربانیان جنگ در آمريكا ساخته شده است که از این میان می توان به ديوار ويتنام اشاره کرد که در آن اسامی كشته شدگان جنگ ويتنام نقش بسته است.
در انگلستان نیز مردم این کشور در11 نوامبر هر سال که به poppy day معروف است براي گرامي داشت كشته شدگان گل poppy را به لباس خود مي آويزند تا بدینوسیله ياد و خاطره قربانيان ميدان جنگ را گرامي بدارند. وليعهد بریتانیا هم تقریبا همه ساله در بنای ملی جنگ در مرکز لندن حضور یافته و حلقه گلی را به احترام قربانيان جنگ برروی این بنا قرار می دهد.
مردم هلند هم هرساله در مراسمی که در آرامگاه مارگراتن واقع در شهر ماستريخت برگزار می شود، حضور یافته و به قربانیان جنگ جهانی ادای احترام می کنند.
مردم تركمنستان هم دومين ماه بهار هر سال در محل بناي يادبود كشته شدگان جنگ جهانی دوم گرد هم آمده و با نثار دسته هاي گل نسبت به قربانیان جنگ اداي احترام مي كنند. و...
اما در هیچیک از کشورهائی که اشاره شد با توسل به خشونت و اکراه و بگیر و به بند تکریم شهدا به دیگران تحمیل نمی شود و در هیچ نقطه ای از دنیا دانشگاه های یک کشور بعنوان مرکز علم و پژوهش که باید مبتنی بر آرامش آمیخته به شور و نشاط و شادی باشد به مدفن و آرامگاه شهدا و قربانیان جنگ اختصاص نمی یابد، با این وصف برخی از مقامات جمهوری اسلامی در این خصوص نیز سنت شکنی کرده و برای نخستین بار چند دانشگاه کشور را برخلاف خواست اهالی آن به مدفن جان باختگان گمنام جنگ ایران و عراق تبدیل کرده اند!
نظر باینکه بانیان و حامیان این اقدام استدلال می کنند که قصدشان از ارتکاب این عمل تکریم شهدا و ترویج فرهنگ شهادت می باشد لازم است به چند نکته اشاره نمایم:
1- فرهنگ سازی و فرهنگ پذیری بک فرایند بسیار پیچیده است. یک سوژه و رفتار زمانی به فرهنگ تبدیل می شود که اولا بستر و مقدمات لازم فراهم باشد و ثانیا آن پدیده در ذات خود قادر به ایجاد شوق و انگیزش در گروه هدف بوده و میل و اراده و رضایت گروه را به خود معطوف سازد.
2-تبلیغ مناسب و اثر گذاری آن شرط لازم در فرهنگ سازی و فرهنگ پذیری است ،یک خوی و پدیده زمانی با اقبال عمومی مواجه شده و بصورت یک فرهنگ در خواهد آمد که با تبلیغ مناسب همراه باشد. لبخند و عطوفت اولین شرط تاثیر گذاری تبلیغات کلامی و رفتاری است با ابرو در هم کشیدن و استفاده از زندان و درفش نمی توان در گروه های هدف تاثیر گذار شد.
3-مهمترین مقدمه تبلیغ عامل بودن مبلّغ است. با برخورد منافقانه و ریاکارانه نمی توان بر روی دیگران تاثیر گذاشته و آنانرا به پذیرش موضوع تبلیغ تشویق نمود. از اینرو اگر منطق بانیان و مشوقان حکومتی تدفین شهدا در دانشگاه ها قوی است ،جاداشت که ابتدا این عمل را از حوزه های علمیه ،مجالس شورای اسلامی و خبرگان ،شورای نگهبان ،نهاد ریاست جمهوری ،مجمع تشخیص مصلحت نظام ،وزارتخانه های مختلف و سایر دستگاههای عمومی آغاز و در صورت موفقیت به موسسات آموزشی که اهالی و اعضای آن هیچ الزامی به پذیرش و تمکین آن ندارند مبادرت می شد که گفته اند "الناس علی ملوک دینهم".
بهرتقدیر حتی اگر هدف و نیت بانیان و مبلّغان خاکسپاری شهدا در دانشگاهها خیر هم بوده باشد ،با توجه به اعتراضات و مقاومت دانشجویان و حاشیه های ناگواری که قبل و پس از تدفین در سطح بسیار وسیعی بوجود آمده و با بازتاب منفی جهانی نیز همراه شد و خصوصا با توجه به سرکوب دانشجویان معترض ،بدون تردید این پدیده بصورت خاطرات تلخ در ذهن دانشجویان جای گرفت و در نتیجه نیت خیر مسئولان مربوطه به ضد خود و علیه جان باختگان تبدیل و تحقیر و تصغیر شهید جایگزین تکریم و تجلیل از شهدا شد!
ایکاش برخی از مسئولان و متولیان امر بجای استفاده ابزاری از ارزش ها و علائق معنوی می توانستند بروش منطقی تری ارزش های مورد نظر را مدیریت کرده و در جهت اعتلا وگسترش آن بکوشند.

